گنجور

بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

چونک تا اقصای هندستان رسید

در بیابان طوطیی چندی بدید

مرکب استانید پس آواز داد

آن سلام و آن امانت باز داد

طوطیی زان طوطیان لرزید بس

اوفتاد و مرد و بگسستش نفس

شد پشیمان خواجه از گفت خبر

گفت رفتم در هلاک جانور

این مگر خویشست با آن طوطیک

این مگر دو جسم بود و روح یک

این چرا کردم چرا دادم پیام

سوختم بیچاره را زین گفت خام

این زبان چون سنگ و هم آهن وشست

وانچ بجهد از زبان چون آتشست

سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف

گه ز روی نقل و گه از روی لاف

زانک تاریکست و هر سو پنبه‌زار

درمیان پنبه چون باشد شرار

ظالم آن قومی که چشمان دوختند

زان سخنها عالمی را سوختند

عالمی را یک سخن ویران کند

روبهان مرده را شیران کند

جانها در اصل خود عیسی‌دمند

یک زمان زخمند و گاهی مرهمند

گر حجاب از جانها بر خاستی

گفت هر جانی مسیح‌آساستی

گر سخن خواهی که گویی چون شکر

صبر کن از حرص و این حلوا مخور

صبر باشد مشتهای زیرکان

هست حلوا آرزوی کودکان

هرکه صبر آورد گردون بر رود

هر که حلوا خورد واپس‌تر رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پویا نوشته:

“هرکه صبر آورد گردون بر رود”
تفسیر لطفا ؟؟ بخصوص معنی ” گردون بر رود”

شمس الحق نوشته:

“گردون بر رود” صاحب قدرت و منزلت بسیار شود ، سر بر فلک ساید
گردون = آسمان ، فلک ، سپهر

پویا نوشته:

“هر که حلوا خورد واپس‌تر رود”
معنی این مصرع و کل بیت را لطفا بفرمایید ؟با توجه به مصرع اول

امین کیخا نوشته:

حلوا خوردن یعنی کام شیرین دنیا را راندن و خوشی گذران و سپنجین جهان را گزیدن .
می فرماید شیرینی دنیا را بمزی از فرجام و هدفت دور تر می افتی .

مهدی کاظمی نوشته:

این مگر خویشست با آن طوطیک
این مگر دو جسم بود و روح یک

بعد از افتادن طوطی به کف قفس …بازرگان به گمان مردن اون پرنده با خودش گفت این پرنده با اون طوطی در قفس مگر نسبت و خویشی دارند که مانند دو جسم در یک کالبد هستند ….

این چرا کردم چرا دادم پیام
سوختم بیچاره را زین گفت خام

و بخودش با پشیمونی میگفت که این چه کاری بود کهه من کردم … ازین گفته خام من جان این پرنده سوخت و تباه شد

این زبان چون سنگ و هم آهن وشست
وانچ بجهد از زبان چون آتشست

این زبان مثل سنگ و اهن میمونه که با هم تولید شراره آتش میکنه و پرتاب میشه و باعث سوختن میشه ……و تباهی و فتنه ببار میاره….

سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف
گه ز روی نقل و گه از روی لاف

پس این زبان را بیهوده بکار نبر … سنگو آهن را برهم نزن ….. چه به شرح ماجرایی ویا به یاوه گویی و خودستایی(لاف)

زانک تاریکست و هر سو پنبه‌زار
درمیان پنبه چون باشد شرار

برای اینکه تو بصیرت دیدن نداری و حقایق و پیامد های کار برای تو تاریک و مبهم است …. مثل آتش رو شن کردن در میان پنبه زار میماند …

ظالم آن قومی که چشمان دوختند
زان سخنها عالمی را سوختند

ستمکارند آن کسانیکه چشم ها را میبندند و دهان میگشایند و جهانی را به فتنه میسوزانند

مهدی کاظمی نوشته:

عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند

سخنان فتنه انگیز میتونه عالمی رو خراب کنه و از کاه کوه بسازه .. و روباه رو شیر جلوه بده …

مهدی کاظمی نوشته:


بهنام نوشته:

“عالمی را یک سخن ویران کند…”….نقش تبلیغات در امور از دیر باز بر فرهیختگان این مرز و بوم روشن بوده، سعدی رحمت الله علیه نیز در ان شعر خود که شاعر شیطان را بخواب دیده،برهمین موضوع تاثیر شگرف تبلیغات بر امور زندگی صحه میگذارد:فرا رفت و گفت ای عجب!این توئی—فرشته نباشد بدین نیکوئی

کانال رسمی گنجور در تلگرام