گنجور

بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

بار دیگر ما به قصه آمدیم

ما از آن قصه برون خود کی شدیم

گر به جهل آییم آن زندان اوست

ور به علم آییم آن ایوان اوست

ور به خواب آییم مستان وییم

ور به بیداری به دستان وییم

ور بگرییم ابر پر زرق وییم

ور بخندیم آن زمان برق وییم

ور بخشم و جنگ عکس قهر اوست

ور بصلح و عذر عکس مهر اوست

ما کییم اندر جهان پیچ پیچ

چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیما نوشته:

بخشی از این شعر در فیلم بادبادک باز خوانده می شود .

شکوه نوشته:

پیچ پیچ به معنی دارای پیچ و تاب و خم و شکن بسیار است ولی جهان پیچ پیچ کنایه از دنیای پر ازمشقت و سختیست و البته پر رمز و راز

مهدی کاظمی نوشته:

بار دیگر ما به قصه آمدیم
ما از آن قصه برون خود کی شدیم

بازهم به قصه بر میگردیم قصه ای که اگر خوب دقت کنی اصلا ازان خارج نشده بودیم

گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست

اگر در جهل بمانیم و سعی در فهمیدن هدف افرینش و حقایق آن را نکنیم در زندان اوییم (خداوند )…..
و اگر در پی فهم و درک حقیقت و علم باشیم در ایوان بهشتی خداییم و این خاصیت را خدا در ما نهاده (ازوست )

ور به خواب آییم مستان وییم
ور به بیداری به دستان وییم

همه چیز ازوست و مالک و خالق اوست .. اگر در عالم خواب پا بزاریم بیخود و مستیم که ازوییم و اگر به بیداری دست پیدا کنیم و اگر بر علم خدایی که در نهاد ما گذاشته شده عالم شویم اینهم ازوست و اوست و اوست ….. که مارا ساخته و موجود از عدم کرده است

ور بگرییم ابر پر زرق وییم
ور بخندیم آن زمان برق وییم

اگر گریه کنیم ابر پر از شکوه اوییم و اگر بخندیم در آن موقع نور تابان اوییم … اشاره به ایه ۴۳ سوره نجم :{و اوست که میگریاند و اوست که میخنداند}

ور بخشم و جنگ عکس قهر اوست
ور بصلح و عذر عکس مهر اوست

وقت خشونت و جنگ ما انعکاس دهنده قهر اوییم زیرا ما سایه اوییم و ازو در ما دمیده شده است و در وقت صلح جویی و بهانه تراشی برای نجنگیدن و خوب بودن ما انعکاس مهربانی اوییم …

ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

ما در این عوالم پیچیده در هم چه کسانی هستیم؟؟؟ مثل حرف

مهدی کاظمی نوشته:

…ا…. که ندارد هیچ ماهم هستیم هیچ … هیچ …

سالار فرحزادی نوشته:

ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف او خود چه دارد هیچ‌هیچ

از هیچ آمدیم و دوباره به هیچ بازمیگردیم.
برهنه و تنها به این دنیا آمدیم و برهنه و تنها از این دنیا خواهیم رفت.
هرآنچه که متعلق به این دنیا باشد را بجا می گذاریم و می رویم.
چون الف (ا) = همچون یک خط صاف.
چون الف (ا) = برهنه و تنها.

سالار فرحزادی نوشته:

هیچ = عالم غیب.

کانال رسمی گنجور در تلگرام