گنجور

بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

شیر گفتش تو ز اسباب مرض

این سبب گو خاص کاینستم غرض

گفت آن شیر اندرین چه ساکنست

اندرین قلعه ز آفات آمنست

قعر چه بگزید هر که عاقلست

زانک در خلوت صفاهای دلست

ظلمت چه به که ظلمتهای خلق

سر نبرد آنکس که گیرد پای خلق

گفت پیش آ زخمم او را قاهرست

تو ببین کان شیر در چه حاضرست

گفت من سوزیده‌ام زان آتشی

تو مگر اندر بر خویشم کشی

تا به پشت تو من ای کان کرم

چشم بگشایم بچه در بنگرم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر