گنجور

بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

گفت هر رازی نشاید باز گفت

جفت طاق آید گهی گه طاق جفت

از صفا گر دم زنی با آینه

تیره گردد زود با ما آینه

در بیان این سه کم جنبان لبت

از ذهاب و از ذهب وز مذهبت

کین سه را خصمست بسیار و عدو

در کمینت ایستد چون داند او

ور بگویی با یکی دو الوداع

کل سر جاوز الاثنین شاع

گر دو سه پرنده را بندی بهم

بر زمین مانند محبوس از الم

مشورت دارند سرپوشیده خوب

در کنایت با غلط‌افکن مشوب

مشورت کردی پیمبر بسته‌سر

گفته ایشانش جواب و بی‌خبر

در مثالی بسته گفتی رای را

تا ندانند خصم از سر پای را

او جواب خویش بگرفتی ازو

وز سؤالش می‌نبردی غیر بو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

fatemah faryabi نوشته:

lutfan dar misra-ye ahkerin kalamah “saalash” baa “sawaalash” jaayegozeen shavad. sepaas az shuma

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

آرمین نوشته:

مصرع دوم بیت سوم منظور مقصد و مال و مذهب است

محمدش نوشته:

علت مخفى ماندن گنجها این است که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمى‏کردند که حتى بچه‏هاى خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند; مى‏ترسیدند که راز آنها به وسیله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند. بدین ترتیب گاهى اتفاق مى‏افتاد که پدر با مرگ ناگهانى از دنیا مى‏رفت و فرصت نمى‏کرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد. پس دارایى او در زیر خاکها مدفون مى‏ماند. جمله معروف «اُستر ذهبک و ذهابک و مذهبک‏» (پول و مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن) یادگار آن زمانهاست.”
http://setude.blogfa.com/post/74

امین کیخا نوشته:

کمین به فارسی می شود نخیز

شمس الحق نوشته:

دکتر جان لطفاً تلفظ نخیز را و هم ریشه لغت را بفرمایید واز حمید رضای عزیز هم درخواست میکنم طبق نسخۀ نیکلسن که حقیر از بر دارد [ ندانند] بیت ماقبل آخر را به [نداند] تغییر واصلاح فرماید که هم وزن شعر تصحیح میگردد و هم آنکه واژه خصم مفرد است و جمع آن خصام و خصوم است . متشکرم

امین کیخا نوشته:

نخیز به زبر نخست و خاموشی باقی حروف . البته به لری نخیز یعنی نا روسبی و خیز معنی روسبی می دهد ! اما کلمه را در نوشته های دکتر پرتو دیده ام . اما اینکه شاید از نه به علاوه خیزش باشد یعنی نا ایستاده ولی دلاسوده نیستم یعنی جایی انرا ندیده ام .

ناشناس نوشته:

در مصراع دوم این بیت واژه ی کمین درست است: کین سه را خصم است بسبار و عدو / در کمینت ایستد چون داند او یعنی ااین سه(سفر و مال و مذهب) دشمنان بسیار دارند و اگر این دشمنان از این سه راز تو آگاه شوند برای آسیب رساندن به تو در کمینت می ایستند.

گلی اشرف مدرس نوشته:

بیت «کین سه را خصم است بسیار و عدو / در کمینت ایستد چون داند او» به این معنی است:
سفر و مال و مذهب دشمنان بسیار دارد که اگر از آن آگاه شوند در گمینت خواهند ایستاد.

ناشناس نوشته:

اگر انسان بخواهد به مصرع :در بیان این سه کم جنبان لبت از ذهاب و زاذهب وز مذهبت
تبدیل به ادمی موزی ومنافق می گردد

صفا نوشته:

در بیان این سه کم جنبان لبت وز ذهاب و وز ذهب وز مذهبت یکی از شاهکارهای مولانا هست ….
کسی با این کار منافق نمی شه … منافق زمانی می شی که بخوای از کسی چیزی به دست بیاری … تازه مراد مولانا رو نگرفتی . می گه گاهی برخی درک و شعورش رو ندارن جلو هر کسی سفره دلت رو پهن مکن … یا حق

رضا نوشته:

کل سر جاوز الاثنین شاع
راز که از دهان خارج شد پخش می شود

سمانه ، م نوشته:

درکنایت با غلط‌افکن مشوب

غلطافکن اگر به صورت ” غلط افکن نوشته شود بهتر است

سمانه ، م نوشته:

کل سر جاوز الاثنین شاع
هر رازی که از بین دو نفر تجاوز کرد شایع می شود
به قول زنده یاد دکتر محمد جعفر محجوب ، اگر رازت را حتی به یک نفر بگویی دیگر راز نیست .
از قدیم مثلی بود که : راز دلت را به دوستت هم نگو ، چون او هم دوستانی دارد
و سعدی نیز می فرماید:
مگوی انده خویش با دیگران
که لاهول گویند شادی کنان

تضمینی نوشته:

کل علم لیس فی القرطاس ضاع!!!

سمانه ، م نوشته:

ببخشید ، لاحول را اشتباه نوشتم :
که لا حول گویند شادی کنان

امیر نوشته:

منظور مصراع دوم از بیت اول چیست؟
با تشکر .

کانال رسمی گنجور در تلگرام