گنجور

بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

هر که صاحب ذوق بود از گفت او

لذتی می‌دید و تلخی جفت او

نکته‌ها می‌گفت او آمیخته

در جلاب قند زهری ریخته

ظاهرش می‌گفت در ره چست شو

وز اثر می‌گفت جان را سست شو

ظاهر نقره گر اسپیدست و نو

دست و جامه می سیه گردد ازو

آتش ار چه سرخ رویست از شرر

تو ز فعل او سیه کاری نگر

برق اگر نوری نماید در نظر

لیک هست از خاصیت دزد بصر

هر که جز آگاه و صاحب ذوق بود

گفت او در گردن او طوق بود

مدتی شش سال در هجران شاه

شد وزیر اتباع عیسی را پناه

دین و دل را کل بدو بسپرد خلق

پیش امر و حکم او می‌مرد خلق

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حامد کهن دل نوشته:

برق اگر نوری نماید در نظر
لیک هست از خاصیت دزد بصر

می تواند اشاره باشد به آیه:
یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ… (البقره:۲۰)
نزدیک است که برق چشمانشان را برباید

کانال رسمی گنجور در تلگرام