گنجور

بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

لیک نادر طالب آید کز فروغ

در حق او نافع آید آن دروغ

او به قصد نیک خود جایی رسد

گرچه جان پنداشت و آن آمد جسد

چون تحری در دل شب قبله را

قبله نی و آن نماز او روا

مدعی را قحط جان اندر سرست

لیک ما را قحط نان بر ظاهرست

ما چرا چون مدعی پنهان کنیم

بهر ناموس مزور جان کنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

از نماز لغت نمازگاه را داریم یعنی مصلی . به عربی مصلی نام اسب دوم در مسابقه اسب دوانی هم هست .اسب ها به عربی تا چند تای نخستین در مسابقه نام دارند

کانال رسمی گنجور در تلگرام