گنجور

بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست بمقام استغراق

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

پس عمر گفتش که این زاری تو

هست هم آثار هشیاری تو

راه فانی گشته راهی دیگرست

زانک هشیاری گناهی دیگرست

هست هشیاری ز یاد ما مضی

ماضی و مستقبلت پردهٔ خدا

آتش اندر زن بهر دو تا بکی

پر گره باشی ازین هر دو چو نی

تا گره با نی بود همراز نیست

همنشین آن لب و آواز نیست

چون بطوفی خود بطوفی مرتدی

چون به خانه آمدی هم با خودی

ای خبرهات از خبرده بی‌خبر

توبهٔ تو از گناه تو بتر

ای تو از حال گذشته توبه‌جو

کی کنی توبه ازین توبه بگو

گاه بانگ زیر را قبله کنی

گاه گریهٔ زار را قبله زنی

چونک فاروق آینهٔ اسرار شد

جان پیر از اندرون بیدار شد

همچو جان بی‌گریه و بی‌خنده شد

جانش رفت و جان دیگر زنده شد

حیرتی آمد درونش آن زمان

که برون شد از زمین و آسمان

جست و جویی از ورای جست و جو

من نمی‌دانم تو می‌دانی بگو

حال و قالی از ورای حال و قال

غرقه گشته در جمال ذوالجلال

غرقه‌ای نه که خلاصی باشدش

یا به جز دریا کسی بشناسدش

عقل جزو از کل گویا نیستی

گر تقاضا بر تقاضا نیستی

چون تقاضا بر تقاضا می‌رسد

موج آن دریا بدینجا می‌رسد

چونک قصهٔ حال پیر اینجا رسید

پیر و حالش روی در پرده کشید

پیر دامن را ز گفت و گو فشاند

نیم گفته در دهان ما بماند

از پی این عیش و عشرت ساختن

صد هزاران جان بشاید باختن

در شکار بیشهٔ جان باز باش

همچو خورشید جهان جان‌باز باش

جان‌فشان افتاد خورشید بلند

هر دمی تی می‌شود پر می‌کنند

جان فشان ای آفتاب معنوی

مر جهان کهنه را بنما نوی

در وجود آدمی جان و روان

می‌رسد از غیب چون آب روان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ماریا نوشته:

درست شود. چون به طوف خود بطوفی مرتدی
درست شود. جان پیر از اندرون بیدار شد
درست شود جست و جویی از ماورای جستجو
درست شود. عقل جزو از از کل پذیرا نیستی
درست شود موج ان دریا
درست شود نیم گفتهدر دهان او بماند
درست شود. در شکار پشهی جان
درست شود هر دمی تهی میشود

ماریا نوشته:

بیتواخر حذف شده این است. هر زمان از غیب نونو میرسد. وز جهان تن برون شو میرسد

ماریا نوشته:

درست شود غرقه ای نی که خلاصی باشدش

ماریا نوشته:

مصحح از مثنوی. جلد دوم. ترجمه و تفسیر محمد تقی جعفری

ماریا نوشته:

نیم گفته در دهان او بماند

123 نوشته:

حیرتی آمد درونش آن زمان

که برون شد از زمین و آسمان

محمد نوشته:

سلام. خدا خیرتون بده کسانی که
نظر می دید
اشتباهات رو گوش زد می کنید
بیتی جا افتاده میگید گذاشته بشه
و…
بدانید اگر گنجور مخاطب کم دارد. اما آنهایی که هستند اندیشمندانه آن را دنبال می کنند و گنجور برای اهل تفکر یک کیمیاست.
خدا خیرتان دهد که با نظراتتان آن را پر بار تر می کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام