گنجور

بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

گفت صدیقه که ای زبدهٔ وجود

حکمت باران امروزین چه بود

این ز بارانهای رحمت بود یا

بهر تهدیدست و عدل کبریا

این از آن لطف بهاریات بود

یا ز پاییزی پر آفات بود

گفت این از بهر تسکین غمست

کز مصیبت بر نژاد آدمست

گر بر آن آتش بماندی آدمی

بس خرابی در فتادی و کمی

این جهان ویران شدی اندر زمان

حرصها بیرون شدی از مردمان

استن این عالم ای جان غفلتست

هوشیاری این جهان را آفتست

هوشیاری زان جهانست و چو آن

غالب آید پست گردد این جهان

هوشیاری آفتاب و حرص یخ

هوشیاری آب و این عالم وسخ

زان جهان اندک ترشح می‌رسد

تا نغرد در جهان حرص و حسد

گر ترشح بیشتر گردد ز غیب

نه هنر ماند درین عالم نه عیب

این ندارد حد سوی آغاز رو

سوی قصهٔ مرد مطرب باز رو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

غفلت عربی با فرغول فارسی درهم ریخته همدیگر هستند و فرغول معنی غفلت هم می دهد

امین کیخا نوشته:

فاش و اشکار معنی هنر با art متفاوت است چنانچه شمس الحق فرمودند

امین کیخا نوشته:

از آغاز لغت آغازگاه را هم داریم یعنی مبداء

خسرو نوشته:

در متون فارسی معمولا عیب و هنر در کنار هم می آیند و هنر در به معنی کمال و بی عیبی است نه Art. صنع و صنعت بیشتر مفهموم Art را می رسانند.
به قول شیخ اجل: تو به سیمای شخص می نگری/ ما در آثار صنع حیرانیم.

مهرداد ارغوانی نوشته:

استن در بیت استن این عالم ای جان غفلتست در دارالمجانین پدر داستان نویسی ایران جمالزاده عزیز پس ستون این جهان خود غفلت است آمده

کانال رسمی گنجور در تلگرام