گنجور

شمارهٔ ۹۷ - در شکایت فرماید

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت

وی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو

در کوچهٔ ظرافت عمری دواندام از جهل

کردم در آخر اما کسب ظرافت از تو

از مهر من بناحق کردی تمسکی راست

زانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو

وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که برده

در عرصهٔ سیاست گوی صلابت از تو

ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خود

نه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو

کو داوری که اکنون گیرد درین میانه

وجه تمسک از من جرم خیانت از تو

اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کار

عجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام