گنجور

شمارهٔ ۸۴ - وله ایضا

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای همایون فارس میدان دولت کاورند

کهکشان بهر ستوران تو کاه از کهکشان

گرچه ناچارست بهر هر ستوری کاه و جو

تا به دستور ستور من نیفتد از توان

مرکب من نام جو نشنید هرگز زان سبب

می‌کنم کاه فقط خواهش ز دستور زمان

که به این حیوان رساندن گرچه شغل لازمست

بام اندای منازل هست لازم‌تر از آن

آصفا وقت است تنگ و کاه و در دهها فراخ

خامه در دست تو فرمانبر به تحریک بنان

یک نفس شو ملتفت وز رشحه ریزیهای کلک

زحمت یک ساله کن رفع از من بی‌خانمان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام