گنجور

شمارهٔ ۴۴ - وله ایضا

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای چراغ منتظر سوزان که می‌باید مرا

بهر برخورداری از هر وعده‌ات عمری دگر

وی خدیو صبر فرمایان که می‌باید تو را

بینوائی بر در از ایوب صبر اندوزتر

با وجود آن که دست درفشانت مسرفی است

کز عطای اوست کان در خوف و دریا در خطر

در بنای مستقیم الجود میریزد مدام

از نی کلکت شکر همچون نبات از نیشکر

محتشم که امسال افلاسش فزونست از قیاس

از شما انعام خواهد بیشتر از پیشتر

پیشت آمد به هر حال کردن اندک زری

با تمنای مطول با متاع مختصر

از برای او به جای زر فرستادی نبات

تا زبانش دیرتر در جنبش آمد بهر زر

سرکهٔ مفت از عسل با آن که شیرین‌تر بود

این نبات مفت بود از زهر قاتل تلخ‌تر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام