گنجور

شمارهٔ ۱۱۴ - در عزل گوید

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

سرور عادیان سر غولان

آن که نبود به هیاتش دگری

وان بزرگ شترلبان که بود

پیش او صد نواله ماحضری

بودی او را برادر کوچک

دادی ار عوج را خدا پسری

قلب بسیار بوده رد عالم

لیک از وی نبوده قلب تری

خر دزدیده رنگ کرده فروخت

کس به این رنگ دیده دزد خری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام