گنجور

شمارهٔ ۱۰۴ - وله ایضا

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای دل انصاف ده که چون نبود

دور از جور خویش شرمنده

کز پی هم ز گلشن سادات

سه همایون درخت افکنده

اول آن نونهال گلشن جان

که شدی مرده از دمش زنده

گل باغ صفا صفی‌الدین

که رخش بر سمن زدی خنده

پس ضیای زمان و شمس زمین

آن دو نخل بلند و زیبنده

که شد اسباب عیش خرد و بزرگ

از غم فوتشان پراکنده

چون به آئین جد و باب شدند

جنت آرا به ذات فرخنده

تا دو تاریخ آشکار شود

این دو مصراع سزد از بنده

دور از بوستان مصطفوی

یک نهال و دو نخل افکنده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام