گنجور

شمارهٔ ۱۰۲ - قطعه

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ای مهین آصفی که عالم را

آستان تو ملجاء است و پناه

وی گزین سروری که بر کرمت

راستان دو عالمند گواه

وزرای دگر که داشته‌اند

عزت و شان خود به جود نگاه

چون ازیشان چو شاعران دگر

همت من نبوده احسان خواه

جو و کاهی برای استر من

می‌فرستاده‌اند بی‌اکراه

تو که از لطف خالق رازق

بر همه فایقی به حشمت و جاه

یا چو حکام سابق از احسان

بفرست از برای او جو و کاه

یا برای ملازمان دگر

بستان از من این بلای سیاه

ورنه مانند برق خرمن‌سوز

سر به صحراش میدهم ناگاه

کز تف شعله‌های آتش جوع

نگذراد درین حدود گیاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام