گنجور

شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیه

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

خورشید اوج حسن محمد امین که بود

روشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه

وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت

کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره

ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان

کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه

پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد

در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه

از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفت

عالم شده به مرگ محمد امین سیه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام