گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است

پیش تیرت دو دل امروز نشان ساخته است

در حضور تو و رسوای دگر غمزه مرا

از اشارات دو ابرو دو زبان ساخته است

هر نگاهت ز ره شعبده یک پیک نظر

به دو اقلیم دل از سحر روان ساخته است

جنبش گوشه ابروی تو در پهلوی غیر

پردلی را هدف تیر و کمان ساخته است

در مزاج تو اثر کرده هوائی و مرا

سرعت نبض گمانی که از آن ساخته است

نظر غیر که پاس نگهم می‌دارد

چهرهٔ راز مرا از تو نهان ساخته است

می‌توان ساختن از دیدهٔ غماز نهان

نیم نازی که اسیر تو بدان ساخته است

غیر اگر جرعه‌ای از پند ندادست تو را

سرت از صحبت یاران که گران ساخته است

غم عشق تو که خو کرده به جانهای عزیز

سخت با محتشم سوخته جان ساخته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام