گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی تو که اختر زمین است

رشگ مه آسمان نشین است

قدت که بلای راستان است

کاهندهٔ سرو راستین است

اندام تو زیر پیرهن نیز

سوزندهٔ برگ یاسمین است

چشم سیهت به تیغ مژگان

گردنزن آهوان چین است

خال تو که هست نقطهٔ کفر

انگشت نمای اهل دین است

دشنام تو زان لبان شیرین

زهریست که غرق انگبین است

آن غمزه که گرم چشم‌بندی است

بازی ده عقل دوربین است

خاک در بنده کمینت

تاج سر بنده کمین است

در دیدهٔ محتشم خیالت

نقشی است که در ته نگین است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام