گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است

وین موجهای خون گل طوفان آتش است

آهم شرر فشان شده یاران حذر کنید

کاین آه در تراوش باران آتش است

اشگی که می‌رسد ز درونم به چشم تر

سیلی است کش گذر به بیابان آتش است

آه بلند شعلهٔ من گرد کوی او

شب تا به روز مشعله گردان آتش است

چشم کرشمه ساز تو را از نگاه گرم

پیوند تیر غمزه به پیکان آتش است

از آه من مپوش رخ آتشین که باد

هرچند جان گزاست ولی جان آتش است

دود درون محتشم از بس صفای دل

مانا به شعله‌های درخشان آتش است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

سلام
به نظر حقیر، صورت صحیح مصراع دوم بیت سوم(سیلی است کش گذر به بیابان آتش است) اینگونه است:
سیلی است کز گذر به بیابان آتش است

کانال رسمی گنجور در تلگرام