گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست

بر آسمان ز لب غیب‌افرین برخاست

به بزم شعلهٔ ناز بتان جلوه فروش

فرو نشست چو آن سرو نازنین برخاست

فکار گشت ز بس آفرین لب گردون

به قصد جلوه چو آن جلوه‌آفرین برخاست

کرشمه سلسله جنبان قید دلها گشت

ز باد جلوه چو آن جعد عنبرین برخاست

بلا به زود لب انبساط خندان شد

اگرچه دیر ز ابروی ناز چین برخاست

به آرمیدگیش گرچه شد عزیمت رقص

ز جا نخاسته آرام از زمین برخاست

چو داد جلوهٔ آشوب خیز داد و نشست

فغان ز محتشم والهٔ حزین برخاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام