گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هنوزت به ما کینه برجاست گوئی

هنوزت سرکشتن ماست گوئی

هنوزت به این کشته نا پشیمان

سر جنگ و آهنگ غوغاست گوئی

هنوزت ز کین صورت خشم پنهان

در آیینهٔ چهره پیداست گوئی

هنوزت بدشنام من پیش خوبان

لب تلخ گفتار گویاست گوئی

هنوز استمالت دهت در عذابم

بدآموز آزار فرماست گوئی

هنوز اندران خاطر اسباب کلفت

ز دیرینه‌گیها مهیاست گوئی

کسی این قدر تاب خواری ندارد

دل محتشم سنگ خاراست گوئی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام