گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی

که هست آفت گمار از غمزه بر من چشم شهلائی

زیاد حور و فکر خلد اگر غافل زیم شاید

که می‌بینم عجب روئی و می‌باشم عجب جائی

یکی از عاشقان چشم مردم پرورش می‌شد

اگر می‌بود نرگس را چو مردم چشم بینائی

چو ممکن نیست بودن بی‌بلا بسیار ممنونم

که افکندست عشقم در بلای سرو بالائی

ندانم چون کنم در صحبت او حفظ دین خود

که چشمش می‌کند تاراج ایمانم به ایمائی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام