گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی

پادشاهی گر نکردی این زمان کی میکنی

توسن عمر آن جهان‌پیما ستور باد پا

یک جهان طی می‌کند چون بادپاهی میکنی

سختی راه محبت را دلیل این بس که تو

در نخستین منزلی هرچند ره طی میکنی

ساقیا بر ساحل غم مانده‌ام وقتست اگر

کشیت ساغر روان در قلزم می میکنی

سنبل از تاب جمالت می‌نشیند در عرق

زلف را هرگه نقاب روی پر خوی میکنی

آهوان در پایت ای مجنون از آن سر می‌نهند

کاشنائی با سگ لیلی پیاپی میکنی

گفته بودی می‌کنم با محتشم روزی وفا

شاه خوبان وعده کردی و وفا کی می‌کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام