گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی

گرنه این دم فکر برگی میکنی کی میکنی

من نه آنم کز تو پیوند محبت بگسلم

بند بندم گر به تیغ قهر چون نی میکنی

آنچه در دل بردن از لطف دمادم می‌کنند

این فسون‌سازان تو از جور پیاپی می‌کنی

سر به صحرا می‌دهی ای قبلهٔ لیلی و شان

هرکه را مجنون صفت آواره از حی میکنی

ساقیا طی کن بساط غم در آن بحر نشاط

کز نم فیضش گذار از حاتم طی میکنی

محمل لیلی به سرعت می‌بری ای ساربان

گر بدانی حال مجنون ناقه را پی میکنی

محتشم از ضعف چون گیتی چنانی این زمان

جای آن دارد اگر جا در دل و پی میکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام