گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۳

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی

اقبال ولیخا نیست اقبال ولیخانی

جز وی به که داد ایزد در سلک سرافرازان

اقبال شهنشاهی در مرتبهٔ خانی

مخلوق به این نصرت ممکن نبود گویا

موجود به شکل او شد نصرت ربانی

آن ضبط و پی افشردن در ضبط اساس ملک

بعد دو جهانی داشت از طاقت انسانی

سلطانی و خانی را شرمست ز شان وی

آن منصب دیگر را حق داردش ارزانی

در ملک سخا جاهیست کانجا به رضای او

یک مورچه می‌بخشد صد ملک سلیمانی

از دور فلک دورش دور است که بی‌جنبش

دست دگرست اینجا در دایره گردانی

در مدح ولیخان باد برپا علم کلکش

تا محتشم افرازد رایات سخن رانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام