گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی

تا تو نگاه کرده‌ای گشته بلند آتشی

سکه عشق می‌شود تازه که باز از بتان

نوبت حسن می‌زند کودک پادشه وشی

گشته به قصد بی‌دلان مایل خانه کمان

صید فکن خدنگی از پادشاهانه‌تر کشی

سهم کشنده ناوکی می‌کشدم که در پیم

داده عنان رخش کین صید کشی کمان کشی

در حرکات پشت زین هست سبک‌تر از صبا

آن که بپا نشست ازو کوه کشیده ابرشی

ای منم از خمار غم کز تازه دگر

ساقی عشق در قدح کرده شراب بی‌غشی

باز به بزم زلف را دام که کرده بوده‌ای

کامد از انجمن برون محتشم مشوشی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام