گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری

ترکش کش او چشم سیاهی که تو داری

جوشن در صبر است شکیبنده دلان را

رخساره چون پنجه ماهی که تو داری

بر قدرت خود تکیه کند حسن چو گردد

صیقل گرمه طرف کلاهی که تو داری

بر یوسفیت حسن گواه است و عجب نیست

صد دعوی ازین به گواهی که تو داری

به نما به ملک روی که سازد ز رقابت

در نامه من ثبت گناهی که تو داری

ز آلودگی بال ملایک به حذر باش

ای اشگ جگرگون سر راهی که تو داری

در بزم سبک می‌کندت محتشم امشب

بی‌لنگری شعلهٔ آهی که تو داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام