گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی

یا دلم تاب فراق آن ستمگر داشتی

کاشکی هرگز از آن گل نامدی بوی وفا

یا چو رفتی مرغ دل فریاد کمتر داشتی

کاشکی زان پیش کان شمع از کنار من رود

ضربت شمشیر مرگم از میان برداشتی

آن که رفت و یاد خلق او مرا دیوانه ساخت

کاشکی خوی پری رویان دیگر داشتی

تن که بر بستر ز درد هجر او پهلو نهاد

کاش از خشت لحد بالین و بستر داشتی

محتشم کز درد دوری خاک بر سر می‌کند

وه چه بودی گر اجل را راه بر سر داشتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید علی لواسانی نوشته:

مصرع اول احتمال قوی اشکال تایپی داره:

کارش یارم از ستم دایم مکدر داشتی

به جای کارش باید کاش نوشته بشه که اشکال وزنی نداشته باشه

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام