گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای گردن بلند قدان در کمند تو

رعنائی آفریده قد بلند تو

بر صرصری سوار وز دل می‌برد قرار

طرز گران خرامی رعنا سمند تو

خوش نرخ خندهٔ تو به بازار آرزو

افکنده در مزاد لب نوشخند تو

من چون کنم که طور بد ناپسند من

گردد پسند خاطر مشکل پسند تو

چندم فتاده بینی و گوئی که کیست این

بیمار تو شکسته تو دردمند تو

دردت مباد و باد بر آتش سپندوار

چشم حسود از پی دفع گزند تو

قتلش رواست گر همه صید حرم بود

آن صید کاضطراب کند در کمند تو

باید که به نواخت ز صید گریزپای

آن صید به که دست دهد خود به بند تو

پای گریز محتشم از دور بسته است

عشق دراز سلسلهٔ صید پند تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام