گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۹

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این

عالمی را ساختی رسوا چه رسوائی است این

جلوه کردی با قد رعنا و کشتی خلق را

ای جهانی کشته قدت چه رعنائی است این

وضع بدمستانه‌ات زد مجلس یاران بهم

رسم یاری یا طریق مجلس آرائیست این

هرکه در راهی به عزت کشته‌ای را دید و گفت

صید ناوک خورده آن ترک یغمائی است این

هرکجا بوی می‌آمد رفتی آنجا همچو باد

باده پیمائی نگویم باد پیمائی است این

جیب چندین تهمت آلوده است حالا از تو چاک

گر بدانی موجب صد دامن آلائیست این

دی شنید از محتشم هرچند تلخ آن نوش لب

گفت از بی‌طاقتی و ناشکیبائی است این

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام