گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۳

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم

به مراد دل برسی اگر به مراد خود برسانیم

همه شب چو شمع ستاده‌ام که نشانمت به حریم دل

به حریم دل چه شود که اگر بنشینی و بنشانیم

چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به در

که ز دیگران دگران شود به تو بیشتر نگرانیم

نیم ارچه وصل تو را سزا به همین خوشم که تو دل ربا

سگ خویش خوانیم از وفا سوی خویش اگرچه نخوانیم

دل تنگ حوصله خون شود ز ستیزهای زبانیت

ز پی ارنه لطف تو دل دهد به کرشمه‌های زبانیم

چه نکو حضوری و وحدتی بود از دو جانب اگر تو را

من ازین خسان بستان و تو ازین بتان بستانیم

گرم از درون بدر افکنی ز برون چو محتشمم مران

سگیم به داغ و نشان تو که نخواند از تو برانیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کریم نوشته:

سلام
سه مورد اشتباه وجود دارد :
یک : بیت دوم ، مصرع دوم ، (که) زائد است :
به حریم دل چه شود اگر …

دو : بیت ششم ، مصرع دوم ، (بستانم) صحیح است :
من از این خسان بستانم و …

سه : بیت هفتم ، مصرع دوم : (از) اشتباه است و (ار) مخفف (اگر) صحیح است :
… ار تو برانیم

آرمان نوشته:

فکر می کنم مصراع اول بیت سه مشکل وزن داشته باشه و حدس می زنم به صورت «که ز دل غم تو رودم به در» بوده باشه.
اگه ممکنه بررسی کنین.

کانال رسمی گنجور در تلگرام