گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد

از گرد رهگذار تو کحلی برای چشم

گر در وثاق خاک نشینان قدم نهی

سازند خاک پای تو را توتیای چشم

بیرون مرو ز منزل مردم نشین خویش

ای منزل تو منظر نزهت سرای چشم

از مردمی اگر به حجاب ای مراد دل

پیدا کنم برای تو جائی ورای چشم

از چشم آفتاب برآید گر افکنی

پرتو به خانه دلم از غرفه‌های چشم

ناید فرو سرم به فلک گر تو سرفراز

آئی فرو به بارگه دل گشای چشم

بر محتشم گذار فکن کز برای توست

گوهر فشانی مژه‌اش در سرای چشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام