گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شبی کان سرو سیم اندام را درخواب می‌دیدم

تن خود را عیان از رعشه چون سیماب می‌دیدم

در آن تاریکی شب از فروغ ماه روی او

ز روزن رفته بیرون شعله مهتاب می‌دیدم

نمی‌دیدم تنش را از لطافت لیک روی خود

در آن آئینه چون برگ خزان در آب می‌دیدم

چه تابان کوکبی بود آن چراغ چشم بیداران

که شمع ماه را در جنب او بی تاب می‌دیدم

همانا آب حیوان بود جسم نازنین او

که باغ حسن را از وی طراوت یاب می‌دیدم

تن سیمین او تا بود غلطان در کنار من

کنار خویشتن را پر ز سیم ناب می‌دیدم

در درج سخن را محتشم زین بیشتر مگشا

که یار این است گفتن آن چه من در خواب می‌دیدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام