گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۵

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم

هزار بار به گرد سر نگاه تو گردم

ز انتظار شوم کشته تا نشان خدنگی

ز پر کرشمه نگه‌های گاه گاه تو گردم

بزن به تیغم و پیش از من هلاک گنه خود

به گردن دگران نه که من گواه تو گردم

به این امید که روزی شکاری خورم از تو

هزار سال بگرد شکارگاه تو گردم

به هم زدی ز سبک دستی کرشمهٔ جهانی

اسیر فتنهٔ حسن گران سپاه تو گردم

بکش مرا و میندیش از گنه که همان من

به روز حشر رعقوبت کش گناه تو گردم

مهی برآمد و برنامد این مراد که یکشب

به دیده کام ستان از رخ چو ماه تو گردم

مرا چه محتشم این بس ز باغ وصل که قانع

به نیم نکهتی از عنبرین گیاه تو گردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام