گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۸

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل

رشحه‌ای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل

گر به جای آتش نمرود بودی یک شرار

ز آتش هجران خلل می‌کرد در کار خلیل

آب رود نیل را از دست ناید رفع آن

عشق یوسف بر زلیخا چون کشید انگشت نیل

کام بخشی عالمی را لیک غیر از عاشقان

حاتم وقتی ولی نسبت به خیل خود به خیل

ای به قتل عاشقان خوشوقت چونوقتست آن

کافتد اندر دشت محشر چشم قاتل بر قتیل

محتشم پرواز مرغ قدرت او گرد او

نیست ممکن گر برو بندند بال جبرئیل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام