گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بیچاره باشد همواره عاشق

عشق این چنین است بیچاره عاشق

گردون نگردد روزی که گردد

از کوی معشوق آواره عاشق

صد پاره شد دل اما همان هست

بر روی خوبان هر پاره عاشق

گر سر کشیدی یکباره معشوق

از پا فتادی صد باره عاشق

گر شرم بودی هرگز نکردی

در روی معشوق نظاره عاشق

نبود گر آدم ای ترک خونخوار

خواهی تراشید از خارهٔ عاشق

حسنت فزون باد تا محتشم را

بینند یاران همواره عاشق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام