گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای به من صدق و صفای تو دروغ

مهر من راست وفای تو دروغ

نالش غیر ز جور تو غلط

بر زبانش گله‌های تو دروغ

چند گویم به هوس با دل خویش

حرف تخفیف جفای تو دروغ

گوی چوگان هوس گشته رقیب

سر فکنده است به پای تو دروغ

چند اصلاح جفای تو کنم

چند گویم ز برای تو دروغ

وعدهٔ بوسه چه می‌فرمائی

می‌نماید ز ادای تو دروغ

سگت از شومی آمد شد غیر

گفت صد ره به گدای تو دروغ

گوئی ای ابر حیا می‌بارد

از در و بام سرای تو دروغ

راست گویم به هوس می‌گوید

ملک از بهر رضای تو دروغ

عاشق از بهر رضای تو عجب

گر نگوید به خدای تو دروغ

محتشم این همه میگوئی و نیست

به زبان گله زای تو دروغ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام