گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش

بر زر کشیده خفتان شاهانه بسته ترکش

سرو از قبا گران بار گل از هوا عرق ریز

رنگ از حیا دگرگون زلف از صبا مشوش

در سر هوای جولان بر لب نشان باده

غالب نشاط خندان شیرین مذاق سرخوش

هنگام ترکتازش طاقست در نظرها

آن چین زدن بر ابرو وان هی زدن بر ابرش

آن کز نهیبش آتش شد بر خلیل گلزار

در باغ روی او داد گل را مزاج آتش

دل وحشی است بندی من از علاقهٔ او

با شیر در سلاسل با مرگ در کشاکش

از صیقل محبت کانهم ز پرتو اوست

طبعی است محتشم را کائینه ایست بی‌غش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام