گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز

نیم شب آمد برون چون افتاب نیم روز

همرهش فوجی ز می‌خواران پر ظرف از شراب

واقف از جمعی ز آگاهان آگاه از رموز

پیش پیش لشگر حسنش پس از صد دور باش

در کمانها تیرهای دل شکاف سینه سوز

پیش روی تابناکش کوههای عقل و صبر

در گداز از بی‌ثباتی‌ها چو برف اندر تموز

چون به راه آثار من ناگه نمود از دود آه

پیش چشم نیم بازش چون گیاه نیم‌سوز

دست مخمورانه‌ای از ناز بردوشم فکند

کامشب از دهشت به دست رعشه دوشم هنوز

محتشم فریاد کز جام غرور آن ترک مست

غافل است از فتنه زائی‌های این چرخ عجوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام