گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰۵

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز

مستعد مستیم کارم به یک پیمانه ساز

چون ز من بندند راه آشنائی‌های تو

هرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز

شور طفلان را اگر خوش داری آن رخ را دمی

کار فرمای جنون عاشق دیوانه ساز

تا به خاک راهت افتد صورت از دیوار و در

آن خرامش را زمانی صرف صورت خانه ساز

تا روم آسان به خواب مرگ در بالین من

چشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز

در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غم

آشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز

محتشم خواهی اگر یکتائی اندر حکم خویش

خاتم دل را نگین زان گوهر یک دانه ساز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام