گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۱

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا شده ای گل به تو اغیار یار

در دلم افزون شده صد خار خار

ای بت چین جانی و جسم بتان

پیش تو بی‌جان شده دیوار وار

زلف تو تاری به من اول نمود

روز من آخر شد از آن تار تار

سوخت تن از سوز تو ای دل بر او

رشحه‌ای از دیدهٔ خون بار بار

تا بکی ای گلشن خوبی بود

بلبل تو از غم گلزار زار

سرمه راحت مکش ای دل به چشم

دیدهٔ پرآب از غم دلدار دار

محتشم از شرکت ناشاعران

دارم از اندیشهٔ اشعار عار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

دو قافیه دارد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام