گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ

زهر تو از نبات کسان بیشتر لذیذ

از قد و لب ریاض تو را ای بهار ناز

هم نخل نازک آمده و هم ثمر لذیذ

قدت که هست نیشکر بوستان حسن

سر تا به پاست لذت و پا تا به سر لذیذ

دشنام تلخ زود مکن بس که در مذاق

زهریست این که بیشتر است از شکر لذیذ

روزی هزار گنج نهادی شکر فروش

بودی اگر شکر جو لبت ای پسر لذیذ

آن لب که من گزیده‌ام امروز کافرم

گر میوهٔ بهشت بود این قدر لذیذ

مطرب ز محتشم غزلی کن ادا که هست

نظم وی و ادای تو با یکدیگر لذیذ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام