گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۵

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ

سرشک من نگذارد مداد بر کاغذ

فرشته نیز گواهی نویسد اربیند

به قتل من خط آن حور زاد بر کاغذ

رقیب تا چه بد از من نوشته بود که یار

ز من نهفت چو چشمش فتاد بر کاغذ

محل نامه نوشتن مرا ز دغدغه کشت

به نام غیر قلم چون نهاد بر کاغذ

نوشت نامه به اغیار و این به ترکه نگاشت

به رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ

نبود بس خط کلکش که مهر خاتم نیز

نهاد از جهت اعتماد بر کاغذ

بیاد محتشمش لیک چون عنان جنبید

قلم ز دغدغهٔ او ستاد بر کاغذ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام