گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۹

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید

آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید

دامن افشاندن و برخاستنش را بینید

ساغر افکندن و می ریختنش را نگرید

همچو طفلی که دهد بازی مرغان حریص

دام به نهادن و بگریختنش را نگرید

گرچه می‌گویم و غیرت به دهان می‌زندم

کوه سیم از کمر آویختنش را نگرید

جان دیوانهٔ من می‌رود اینک بیرون

از بدن رابطه به گسیختنش را نگرید

محتشم اشک ز چشم آه ز دل کرده رها

فتنه از بحر و بر انگیختنش را نگرید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام