گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید

ز مضطرب شدن من زمین به لرزه درآید

به دشت و کوه چو از داغ عشق گریم و نالم

ز خاک لاله بروید ز سنگ ناله برآید

ز غمزهٔ تیز نگه دیر در کمان نهد آن مه

ولی هنوز بود در کمان که بر جگر آید

نشانه گم شود از غایت هجوم نظرها

چو تیر غمزه آن شوخ از کمان بدر آید

کمان می کشیش آتشم به خرمن جان زد

نعوذبالله از آن دم که مست در نظر آید

تو را ببر من کوتاه دست چون کشم آسان

که با خیال تو دستم به زور در کمر آید

زمانه خوی تو دارد که تیزتر کند از کین

به جان محتشم آن نیشتر که پیشتر آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فاطمه نوشته:

وزن:مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن مجتث مثمن مخبون

کانال رسمی گنجور در تلگرام