گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مالک المک شوم چون ز جنون هامون را

در روش غاشیه بردوش نهم مجنون را

گر نه آیینهٔ روی تو برابر باشد

آه من تیره کند آینهٔ گردون را

گر تصرف نکند عشوهٔ خوبان در دل

چه اثر عارض گلگون و قد موزون را

محمل لیلی از آن واسطه بستند بلند

که به آن دست تصرف نرسد مجنون را

نیست چون حسن تو بر تختهٔ هستی رقمی

این چه حسن است بنازم قلم بی‌چون را

آن چنان تشنهٔ وصلم که کسی باشد اگر

تشنهٔ آب به یکدم بکشد جیحون را

محتشم پای به سختی مکش از وادی عشق

گل این مرحله گیر آبلهٔ پر خون را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام