گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۹

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود

مدت هجر من و وصل رقیب آخر شود

بوده ذاتی هم که چون یابد مجال گفتگوی

یک حدیثی موجب آزار صد خاطر شود

ذره‌ای قدرت ندارد خصم و می آزاردم

وای گر مثل تو برآزار من قادر شود

هرچه از ما گفت در غیبت رقیب روسیه

خود بر او خواهد شدن اکنون اگر حاضر شود

نی حدیثی میکنی باور نه سوگندی قبول

جای آن دارد که از دستت کسی کافر شود

صد زبان گر با شدم چون بید گویم شکر تو

بند بندم کن خلاف آن اگر ظاهر شود

محتشم پیشش بافسون غیر جای خود گرفت

لیک کار من نخواهد کرد اگر ساحر شود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام