گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رود

وه که با من وعده می‌فرمود و با دل می‌رود

اشگم از بی دست و پائی در پی این دل شکار

بر زمین غلطان چو مرغ نیم به سمل می‌رود

حال مستعجل وصالی چون بود کاندر وداع

تا گشاید چشم تر بیند که محمل می‌رود

با وجود آن که ضبط گریه خود می‌کنم

ناقه‌اش از اشک من تا سینه در گل می‌رود

نوگلی کازارش از جنبیدن باد صباست

آه کز آه من آزرده غافل می‌رود

محتشم بهر نگاه آخرین در زیر تیغ

می‌کند عجزی که خون از چشم قاتل می‌رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فاطمه نوشته:

وزن:فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن رمل مثمن محذوف

کانال رسمی گنجور در تلگرام