گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

طبیب من ز هجر خود مرارنجور می‌دارد

مرا رنجور کرد از هجر و از خود دور می‌دارد

چو عذری هست در تقصیر طاعت می پرستان را

امام شهر گر دارد مرا معذور می‌دارد

به باطن گر ندارد زاهد خلوت نشین عیبی

چرا در خرقهٔ خود را این چنین مستور می‌دارد

اگر بینی صفائی در رخ زاهد مرو از ره

که صادق نیست صبح کاذب اما نور می‌دارد

سیه روزم ولی هستم پرستار آفتابی را

که عالم را منور در شب دی جور میدارد

طلب کن نشئه زان ساقی که بیمی چشم خوبان را

به قدر هوش ما گه مست و گه مخمور میدارد

پس از یک مردمی گر میکنی صد جور پی‌درپی

همان یک مردمی را محتشم منظور می‌دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

گمان کنم در بیت یکی مانده به آخر، مصرع اول، بیمی درست نیست. بینی درست است.

شکوه نوشته:

چقدر خوب میشد که از حافظ و سعدی و فردوسی و…هم شمایل ویا تصویری نبود دریغ و درد که از متفکر و دانشمندما خیام تصاویر متداول به صورت پیرمرد دایم الخمریست که از فرط مستی چشمانش بسته است .یا از حضرت حافظ مینیاتور بیروح و بزک کرده ای که حقیقتا به قول بزرگی حافظ رااز آسمان تصورات انسان پایین می آورد و در صف بشر معمولی قرار میدهد …

امین کیخا نوشته:

شکوه جان با درود به تو ولی این کاربستگی باز نمی شود چون نگاره ای از ایشان نداریم و انچه می کشیم خیالی است ، راجع ان بزرگ هم که سخن زیبایی فرموده اند هم بنده حقیر باور دارم که باید ارزش ادم عادی در نگاه شان بالا رود نه اینکه حافظ را فرشته گون بکشیم ، مگر نه اینکه تصور ما از مقوله های در پیوست با زیبایی دیگرگون می شود گاهی می گفتیم ای بت چین ای بت چین ای صنم ، و منظورمان زیبا رخی دختران چینی بوده است حالا می شنوی کسی تعریف قیافه چینی ها را بکند یا ایا اوج زیبایی در قیافه مغولان کوتاه بی ریش چشم کوچک که در مینیاتورهاست امروز قابل افتخار است نه مغولان رفته اند و چینی ها مد روز نیستند حافظ را هر طور بکشیم باز باید ان را کشید و ان بزرگوار که فرمودید هم ازش بپر سید ایا ادم عادی چقدر حقوق در دیدگاهش دارد ، اهنگ ازردنت را ندارم با ارزوی درود و خرمی برای شما

سیمین نوشته:

تصور می کنم در بیت ماقبل آخر “بی می” یعنی “بدون می” صحیح باشد که اگر دو واژه جدا از هم نگاشته شوند ، خوانش را آسان تر خواهد کرد .

کانال رسمی گنجور در تلگرام