گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۳

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیگر که هوای گل خود روی تو دارد

سیلاب سرشک که سر کوی تو دارد

بر هم زده دارد گل نازک ورقت را

آن باد مخالف که گذر سوی تو دارد

عشق تو چه عام است که هرکس به تصور

آئینهٔ خاصی ز مه روی تو دارد

هر شیفته کز جیب جنون سر بدر آرد

بر گردن دل سلسله از موی تو دارد

هر مرغ محبت که به آهنگ دمی خاست

شهبال توجه ز دو ابروی تو دارد

هر دام که افکنده فلک در ره صیدی

پیوند بسر رشتهٔ گیسوی تو دارد

هر بی سر و پا را که خرد راند چه دیدم

مجنون شده سر در پی آهوی تو دارد

هر تیر که عشق از سر بازیچه رها کرد

زور اثر قوت بازوی تو دارد

هر خیمه که از وسوسه زد خانهٔ سیاهی

آن خیمه ستون از قد دل جوی تو دارد

هر باد که جائی گل عشقی شکفانید

چون نیک رسیدیم به او بوی تو دارد

گر بوالهوسی یک غزل محتشم آموخت

صد زمزمه با لعل سخنگوی تو دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین نوشته:

گر بوالهوسی یک غزل محتشم آموخت
صد زمزمه با لعل سخنگوی تو دارد

امین کیخا نوشته:

بلهوس از بل یعنی زیاد و هوس ساخته شده است همین بل در بلکم یعنی بلکامه و زیاد خواه دیده می شود برای پر شدن پیمانه بلقیس هم یعنی بل بعلاوه گیس یعنی انکس که گیس زیاد دارد بل به این معنی فارسی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام