گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۰

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد

خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد

جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل

خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد

تن هم نمی‌کشد ز رهت پا بگفت من

کز سر کشی به دار سیاست کشیده باد

تو قبلهٔ رقیبی و من در سجود تو

کز بار مرگ پشت امیدم خمیده باد

با آن که می‌بری همه دم نام مدعی

نام تو می‌برم که زبانم بریده باد

با آن که غیر دامن وصلت گرفته است

من زنده‌ام که جیب حیاتم دریده باد

گر مرغ روحم محتشم از باغ روی تو

دل برندارد از چمن تن پریده باد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام